على محمدى خراسانى
17
شرح رسائل (فارسى)
اصول عمليه صرفا يك سلسله وظائف تعبديه عمليهاى هستند كه به درد مقام عمل مىخورند و براى خروج مكلف از حيرت و سرگردانى در مقام عمل نافع هستند كه آنها نيز دو شعبه دارند : بخشى اصول عامه هستند از قبيل برائت و احتياط و استصحاب و تخيير و برخى اصول خاصه هستند از قبيل اصالة الطهارة و الحليه و . . . ب : در مباحث بعدى خواهد آمد كه اگر يك دليل تنجيزى با يك دليل تعليقى تعارض كردند فى المثل عامى با مطلقى در ماده اجتماع تعارض كردند عام مقدم است چون تنجيزى است . . . ج : ضرب المثل مشهورى است كه گفته مىشود : الاصل دليل حيث لا دليل اين مثل هم در اصول عمليه است و هم در اصول لفظيه چون كليهء اين اصول مغيا به غايت يا معلق به شرطى هستند كه با حصول غايت و يا با انتفاء شرط قابل جريان نيستند از باب سالبه به انتفاء موضوع و . . . با حفظ اين مقدمات مىگوئيم : همانطورىكه ادلّه اجتهاديه بر اصول عمليه مقدم مىشوند هكذا بر اصول لفظيه عقلائيه نيز مقدم مىشود نحوهء تقديم ادله بر اصول عمليه در نكات قبلى بيان شد كه در اكثر موارد از باب ورود و گاهى از باب حكومت بود و امّا نحوهء تقديم ادلّه اجتهاديه بر اصول لفظيه مثلا فرض كنيد مولى فرموده : اكرم العلماء كه ظهور در عموم دارد ولى ما نمىدانيم كه آيا همين عموم مراد متكلم است يا خير ؟ از اصالة العموم استفاده مىكنيم ولى اين تا زمانى است كه قرينه بر خلاف و دليل بر تخصيص نيايد و گرنه جاى اين اصل نيست و . . . در اين رابطه نيز مسئله داراى صور فراوانى است كه اهمّ آن صور دوازده صورت است از طرفى در رابطه با مناط و موضوع حجيت اصول لفظيه سه مبنا وجود دارد : 1 - عقلاء عالم از اين اصول به مناط تعبد استفاده مىكنند يعنى كارى